چهار فصل
وقتی تو نیستی ماه سر قرار پنجره نیست...
سلام گیجم منگم خستم اصلا نمی دونم چه بهونه ی بی بهونه ایه که افتاده به جونم فقط دلم می خواد بنویسم کیبورد قشنگترین آهنگ دنیاست ۱ ۲ ۳ ...... تا چند بشمرم دوباره برمی گردم به همه ی روزهای بادبادک بازیم؟ به همون روزهایی که مامان رو مجبور می کردم سوار چرخ و فلکم کنه تا به خورشید یه کوچولو نزدیکتر سلام کنم به همون روزهایی که از دست مامان فرار می کردم و قایم می شدم ومامان نقش بازی می کرد که مثلا نمی تونه پیدام کنه ولی چرا الان همه زود پیدام می کنن؟ دلم می خواد بازم با بابا بازی کنم بابا بگه هرکی زودتر اون یکی رو بگیره برنده است و من همیشه زودتر بابا رو می گرفتم و از ته دل می خندیدم دلم اتل متل توتوله می خواد من پاهام و دراز کنم و شعر بخونم شعر بخونم شعر بخونم کاشکی انقدر شعر می خوندم که آهنگ مزخرف روزگار گوشهام رو پر نکنه بهم نگید نا امیدم نگید به زندگی سیاه نگاه می کنم زندگی منم روزهای آفتابی زیاد داشته حتی بیشتر از روزهای بارونی اما من عاشق رنگین کمونی بودم که بعد از روزهای بارونی توی دلم خونه کنه اما دریغ ..... اسمش حکمته مصلحته یا دیوونگی نمی دونم اما این روزها اشک و لبخندم از هم سبقت می گیرن و من توی رقابت ناجوونمردانشون گیر کردم می بینید زندگی آدمها یاد گرفتم همیشه خوبیها مال ماست و بدی ها دستپخت بقیه آدمها میان می خندن گریه می کنن عاشق می شن فراموش می کنن و یه روزی هم می رن منم یکی از اونها پس با قانونهاشون زندگی می کنم قانون هایی که دل آدم ها رو هم پنچر گیری می کنن شما یه تعمیر گاه خوب سراغ ندارید 

انگار ضربه ی انگشت هام روی

رسم قایم باشک یادم رفته یا آدمها زرنگ شدن؟
و الان این روزگاره که از من قویتر شده



چقدر خودخواه شدم تقصیر رو انداختم گردن اونها اینو از 
دلم به روغن سوزی افتاده![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |

سال نو مبارک

