چهار فصل
وقتی تو نیستی ماه سر قرار پنجره نیست...
روزي دروغ به حقيقت گفت : مــــيل داري باهم به دريـــا برويم و شنـــا کنيم ، حقيقــت ساده لــوح پذيرفت و گول خورد . آن دو با هم به کنار ساحل رفتند ، وقتي به ساحل رسيدند حقيقت لباسهايش را در آورد . دروغ حيلــــه گـــر لباسهاي او راپوشيد و رفت . از آن روز هميشه حقيقت عــــريان و زشت است ، اما دروغ در لبــــــاس حقيقت با ظاهري آراسته نمايان مي شود.
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت
16:13 توسط همیشه بهار| |
![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |


