چهار فصل
وقتی تو نیستی ماه سر قرار پنجره نیست...
و در آخر سوگند به عشق که در غم و شادی با هم باشیم و شریک هم اين يک داستان واقعي است که در ژاپن اتفاق افتاده


سوگند را ساختیم تا سوگند یاد کنیم که عاشق بمانیم...![]()
با سوگند شروع می کنیم با امید ادامه می دهیم و![]()
آرزو داریم با وصال ختم شود ![]()
سوگند می خوریم به زیبایی عسق پاک که![]()
دل از هم نگیریم ، که لحظه ای از یاد یک دیگر ![]()
غافل نشویم، که برای هم باشیم و به یاد هم![]()
که دوست داشتن را از یاد برده ![]()
و با آمدن هر سپیده و شروع هر روز به یاد![]()
یکدیگر چشم به جهان بگشاییم...![]()



شخصي ديوار خانه اش را براي نوسازي خراب مي کرد. خانه هاي ژاپني داراي فضايي خالي بين ديوارهاي چوبي هستند. اين شخص در حين خراب کردن ديوار در بين آن مارمولکي را ديد که ميخي از بيرون به پايش فرو رفته بود.
دلش سوخت و يک لحظه کنجکاو شد. وقتي ميخ را بررسي کرد متعجب شد؛ اين ميخ ده سال پيش، هنگام ساختن خانه کوبيده شده بود!!!
چه اتفاقي افتاده؟
در يک قسمت تاريک بدون حرکت، مارمولک ده سال در چنين موقعيتي زنده مانده!!!
چنين چيزي امکان ندارد و غير قابل تصور است.
متحير از اين مساله کارش را تعطيل و مارمولک را مشاهده کرد.
در اين مدت چکار مي کرده؟ چگونه و چي مي خورده؟
همانطور که به مارمولک نگاه مي کرد يکدفعه مارمولکي ديگر، با غذايي در دهانش ظاهر شد!!!
مرد شديدا منقلب شد.
ده سال مراقبت. چه عشقي! چه عشق قشنگي!!!
اگر موجود به اين کوچکي بتواند عشقی به اين بزرگي داشته باشد پس تصور کنيد ما تا چه حد مي توانيم عاشق شويم، اگر سعي کني

| قالب رايگان وبلاگ پيچك دات نت |


