تبليغاتX
چهار فصل

چهار فصل

وقتی تو نیستی ماه سر قرار پنجره نیست...

 

سلام بر بهار كه دست هايش پر از شكوفه های سرخ و

سفيد است

سلام بر بهار كه از هر كجا كه می گذرد رد سبزی بر جای مي گذارد


ردی از زندگی

 

حیات در حیاطمان

 

 

من دارم ميرم فكر نمي كنم ديگه همديگر رو ببينيم من و فراموش كن و

به خاطر تمام بدي هام من و ببخش ...


از طرف سال ۸۷ .

...بقیه در ادامه مطلب


:ادامه مطلب:
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 0:52 توسط همیشه بهار| |

 

من گفته ام من مهربان پروردگار قادری دارم  

كه می بخشد مرا  آیا به جز این است؟  

خدایا بین من با آنكه نامت را نمی خواند، فرقی نیست؟  

اگر من را به عدلت در میان آتش اندازی، میان
آتشت باز می گویم:

هلا ای مردمان  

من مهربان پروردگار قادری دارم  

چه پیوندی میان آتش و قلبی كه مهر تو در آن پیداست؟  

و گیرم صبر بر آتش ولیكن صبر بر دوری تو هرگز  

خدایا خوب می دانم مرا تنها نمی خواهی  

خدایا راست می گویی غریب این زمین خاكیت  

جز تو كه را دارد؟  

مرا مهمان دنیای خودت كردی  

كریما تو پذیرایی از مهمان خود را خوب می دانی  

تو صاحبخانه خوبم  

تو ظرف خالی مهمان خود را دوست می داری؟  

خداوندا مرا ج تو خدایی نیست  

شهادت می دهم من قلب پاكی را برای مهرورزی دارم  اما  

خوب چه باك ار آن كه گاهی هم بگیرد او  

گواهی می دهم من جلوه ای از ذات پاك كبریا هستم  

و من هستم كه او می خواست من باشم  

و می خواهم كه من آنگونه ای باشم كه می خواهد  

بیا ای مهربان همراه خوب مهر آیینم ، بخوان با من  

بخوان زیرا اگر باهم بخوانیمش  

جواب هردومان را زود خواهد داد

خداوندا تو را من دوست می دارم

و می دانم تو نور آسمانها و زمین

هر لحظه با من از خودم نزدیك تر هستی

تو گرمای محبت را عنایت كن  

زمینی بنده ام اما یقینی آسمانی را عطایم كن

خدایا مزه زیبای بخشش را به كام قلب ما بنشان

خدایا من چه می گویم  

چنانم كن كه می خواهی  

مرا آن كن كه می دانی...!!

نوشته شده در سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 17:1 توسط همیشه بهار| |

قالب وبلاگ : قالب وبلاگ

كدهای جاوا وبلاگ




انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس